حكيم زجاجى

671

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

سبب قتل متوكل كه چون بود و از كجا خاست به نام خدا به هرجا كه رندى فرومايه بود * بلندش در آن انجمن پايه بود از آن‌گه كه ايتاخ را قتل كرد * برآورد از آن مير فرزانه گرد به دل جمله تركان دگرگون شدند * ز كردار آن شه جگرخون شدند پسر نيز او را بدانديش گشت * ز كار پدر زار و دلريش گشت به نفرين شه كشورى لب گشود * ستم كرد ، از او خلق خرم نبود به فرزند جعفر نكردى نگاه * دلش برده بودند ديوان ز راه نبوديش ميلى به فرزند خويش * ببريد از آن روى پيوند خويش ز جمله جهان فتح را بركشيد * به يادش همه سال ساغر كشيد دل و جان به فتح بن خاقان سپرد * جز او در جهان نام كس مىنبرد همه روز در روى او كرد روى * نبودى بجز با وىاش گفت‌وگوى گرفتند كين ز [ او دليران ] ترك * به دل در شب و روز خرد و بزرگ از آن نامور تخم كين كاشتند * از او دل همه پاك برداشتند پسر نيز شد با پدر كينه‌جوى * ز مهر پدر پاك برتافت روى شب تيره با دشمنان يار شد * دلش مملكت را خريدار شد ز فعل پسر جعفر آگاه گشت * دل‌آزرده زآن پور گمراه گشت پشيمان شد آن عهد و پيمان كه كرد * از آن ، گفتهء اولين بازخورد